طنز چریکو

طنز بزرگان

" پز ، POZ  " 

 

 خوانندگان جان سلام!  

 

می دانید در لطایف الطوایف چه داستانی آمده : 

 

روزی حکیم انوری در بازار بلخ می گذشت ، بساطی پهن شده دید ، پیش رفت و سری در میان کرد ، مردی دید که ایستاده و قصاید انوری را به نام خود می خواند و مردم او را تحسین می کنند.

انوری پیش رفت و گفت :

ای مرد ! این اشعار کیست که می خوانی ؟

گفت : اشعار انوری!

گفت : تو انوری را می شناسی؟

مردک گفت :  چه می گویی مرد ، انوری منم دیگر !!!!!!!

انوری بخندید و گفت : شعر دزد شنیده بودم ، اما شاعر دزد ندیده بودم! 

 

دلنوشته : مواظب من باشید ، چون در بخش نظرات وبلاگهای بازیار ، بیشهر آباد و امپراطور ، یه نفر چریکو رو دزدیده ، داره باهاش پز می ده !!!!!! 

عقل نوشته : به مرور لیست وبلاگهای بالا آپ می شود ، خواهشمند است دائماً به این وبلاگ سر بزنید!!!!!   

 کنتور:

1- چهارمین مورد در وبلاگ " هلیله سرزمین من " مشاهده گردید.  

( دوشنبه 10/3/90 ساعت 7:25 صبح )

2- رضا جان در بیشهر آباد نظر رو حذف کرد. 

( دوشنبه 10/3/90 ساعت 8:04 صبح ) 

3-بازیار در پیراشکی نظر رو حذف کرد. 

(دوشنبه 10/3/90 ساعت 14:17 بعد از ظهر) 

4- پنجمین مورد در وبلاگ "ع انصاری" مشاهده گردید. 

( دوشنبه 10/3/90 ساعت 17:30 بعد از ظهر ) 

البته ظاهرا این چریکو بنا به گفته خودش در وقت " دوشنبه 9 خرداد ماه سال 1390 ساعت 01:13 AM  " ، یعنی بعد از نیمه شب ! ، دلش هم یکمی درد می کرده ، آخه ی دلم سوخت ، باید "بادره" ساخت!