طنز چریکو

نکته های چرکو ۲3

" وقتی سوژه ای نباشد " 

 

خوانندگان جان سلام  

 

عجب زمانه ای؛ 

 

انجمن شفای درد لجماری مرا در خوردن " خیار تهلوک " می داند ولی بعد از گذشت چندین 48 ساعت دوایی برای درمان درد تغییر هاستینگ وب سایت خود پیدا نکرده ، بازیار دائماً مرا به آتش زدن تهدید می کند ، علی و محله اش پس از سرزنش من خداحافظی کرده و مرا دیگر دوست ندارد ، خشخشوک علم ، عقل ، دین ، زندگی و سنش را به رخ من می کشد و مرا بچه و نقاش نقش دیگران می داند ، هزار مردان کوخت نشسته تا مطلبی درباره "مدیریت بحران" پیدا کند ، امپراطور کماکان مشغول اثبات قدرت ماورای لامپهای صد واتی است ، موزه بیشهر خود به موزه تبدیل شده ، تعبیر خواب زمستانی طنزوک در بهار پوست اندازی نموده ، پروانه شده و از این دیار رفته است ، مسعود یقه "صهیون" را چسپیده تا نهایت بر زمینش زند ، صدای دهل از صدای لیان بلند شده تا جماعتی را به رقص و بشکون زدن وادار کند ، توقف شادی در ربیع عاملی شده برای اثبات نظریه : " جد یکی از خلفا تنده" ، آرام با یک نظر خصوصی ، منقلب شده تا غیبت و تصمیم فی الفور را به چالش بکشاند ، مرمرشک از شوق و ذوق عید دیدنی بهار ، قصه های مادر را فراموش کرده ، سرزمین من هم ... (خوانندگان جان ، تن لجمار ، گردن باریک و دل افسرده من ، توان زخمی شدن ندارد! پس در اینجا سانسور می تواند نجات دهنده جان من باشد) ، دکتر و عاشق هم که فیلتر شدند و الفاتحه ...  

 

لامپ صد واتی ............... بعله

فکرم هنگ شده ............... آخه ی

همچو سنگ شده ............... آخه ی

سنگ سخت شده ............... آخه ی

روشن نمی شی ............... بعله

پس بده به من ............... چه می خوای؟

سوژه ندارم ............... بمیرم

حرفی ندارم ............... بمیرم

من برات دارم ............... ایول

خوب تر هم دارم ............... ایول

بز دیدی جونم ............... بعله

شاخ داره بزه ............... بعله

گوش داره بزه ............... بعله

اون صدا می ده ............... بعله

حالا این رو داشته باش ............... باشه

عمو چرکو جون ............... بعله

جون من چته ............... هیچی

حالت چجوره ............... جوره

انگار ناخوشی ............... بعله

درب و داغونی ............... بعله

من چیکار کنم ............... هیچی

نه ، این نمی شه ............... میشه

جان من بگو ............... نمی گم

مرگ من بگو ............... نمی گم

من فدات می شم ............... خوب بشو

کفش پات می شم ............... خوب بشو

مرد بحرانی ............... بعله

بحران می دونی ............... بعله

بحران چون غوله ............... باشه

غوله شاخ داره ............... باشه

شاخش دود داره ............... باشه

دودش سم داره ............... باشه

دهنش بو داره ............... باشه

غول صدا داره ............... باشه

غوله کیک داره ............... آخ جون

کیک زرد داره ............... آخ جون

شاخت می زنه ............... بزنه

دستت می شکنه ............... بیخود

بچت سقط می شه ............... بیخود

چون وزغ می شه ............... بیخود

لودر میارن ............... بیارن

چاله می کنن ............... بکنن

آبرومون می ره ............... خوب بره

مردم چی می گن ............... خوب بگن

خنده می کنن ............... بکنن 

 

............................................ 

 

ای روزگار ، هی .... 

 

از من گفتنی ............... خوب بگو

این نیست دشمنی ............... خوب بگو

آرام آرامم ............... وای وای

درد و غم دارم ............... وای وای

شهر من کجاست ............... چهتل

بی خود نشوین ............... چهتل

عشق من کجاست ............... چهتل

باز خل نشوید ............... چهتل

مرگ من کجاست ............... چهتل

خیلی بی خودین ............... چهتل

حرف مفت نزن ............... می زنیم

کار لهو نکن ............... می کنیم

طومار ننویسین ............... می نویسیم

عاجز می شیم ها ............... خوب بشیم

بدبخت می شیم ها ............... نمی شیم

پول نمی دهند ............... نه ، می دن

ملک نمی دهند ............... نه ، می دن

بحران حل نشه ............... نه ، میشه

این رو من نگم ............... خوب بگن

میگلی میگه ............... خوب بگه

لج نکن اخی ............... حقیم

راه کج می ری ............... حقیم

بر زمین خوری ............... حقیم

بدبخت می شیم ها ............... نمی شیم

آواره می شیم ............... نمی شیم