طنز چریکو

نکته های چرکو ۱8

"بدون نقطه برای بیان یک نکته" 

 

خوانندگان جان سلام  

 

در گذشته های نه چندان دور رعیتی بود "چرکو" نام و بزرگی بود "حاجی" نام !

درد دلی نهفته در قلبی داشت که با اندوهی غیر وصف بر لوحی از جنس مقوا به شرح زیر نگاشت و با چاپاری پیر و فرتوت به جانب وی فرستاد تا "حاجی" جوابی از در رحمت و رفعت در باب دانایی و توانایی برایش برگرداند!

 

                                    اول کار حمد الله  

 

دوم کار درود و سلامی گرم دهم ؛

و سوم کار اصل کلام :

ای والا کرم!

لا اله الا الله!

حال و هوای لاگهای محله را ، سرد و کسل اطلاع دهم و همی احوال مرا مکدر کرده! در لاگهای محل علم و حلم اعلی ولی سرور و صعود در ورطه اهلاک!

ای سر سلسله لاگها!

در مورد محله ما ، دمی صدای سکه و مال در مأوای مردم می رود و گاهی سرور آمال مردم در سلوک اعداء و سودای رحل می رود! ، در مورد سالوسی و طمعکاری و مکاری گروهی ، کلی درد دل دارم .

در دل کودک و سالدار محل ، کوه کوه درد می رود ، سرور و سرحالی در سحرگاه و گرمگاه مرده و عصرگاه احساس آرامی و آسودگی ، صدای آه و آه در دهد!

ای در علم و سواد ماهر!

در مورد لاگهای محل ملولم و مکدر !

سردی و گرمی دهر را درک کرده ای ، وردی در صلح و کلامی در مدح گو ، که صرع و کما در همه حال در لاگها مسموع و دوا گردد . مکر هرماس اهل ارواح ، در اساس و عمود لاگها مکروه گردد و مدح عدو حرام و عوامر محل حلال گردد.

دعائی در صومعه کردگار و درگاه الهی گو ، که عماد لاگها در اعلی رسد و ملوم لاگها دور گردد که آسودگی و آرامی روح در هر دو عالم دارد.

آری ای سرور گرامی !

 در ما حصل کلام صد در صد آماده ام کل اوامر عالی را عمل دارم و سهمی در سرور و سرحالی لاگها گردم.