طنز چریکو

سفر نامه چرکو ۲

 خوانندگان جان سلام 

و اما شرح ما وقع بر ادامه سفر :

سرزمینی است به وسعت یک دشت ،  مردمانش با زراعت معاش کنند و با احشامشان ارتزاق ،   هیچ گروهی از گروه دیگر عصیان نبیند و هیچ ناسی از ناس دیگر خشم ، 

 زمانه به سالی سپر شده تا مردمانی دگر در آن ساکن شوند ، دخت از هم گیرند و شوی به هم دهند ولی روزها روی از هم گیرند و شبها دل به هم ، القصه تکرار و تکرار تا اینکه اجانبی از بلاد کفر در زمان آخر پادشاه از سلسله پادشاهان این کون ، آتش بر خرمن این جماعت بی زبان زده ، احشام آنها را نابود ، مزارع آباد آنها را نا آباد و زمین بایر آنها را صحرا نمایند ،  

چنانکه گویند این جماعت اجنبی دو خانه عظیم بنا نهند که مصریان انگشت اشارت به دهن گیرند ، آنان در آن صنعتی نهان کنند که ...